تبليغاتX
html> ๑۩۞۩๑دنیای عکس و SMS عاشقانه๑۩۞۩๑

 



ارزش خود را بدانيد . . .

يه سخنران معروف سينما , سمينار خود را با بالا گرفتن يک 20 دلاري آغاز کرد. او از 200 نفر شرکت کننده در سمينار پرسيد: "کي اين اسکناس 20 دلاري رو دوست داره ؟" دستها شروع به بالا رفتن کرد. او گفت:"من ميخوام اين 20 دلاري رو به يکي از شما بدم. اما اول بزارين يه کاري بکنم." سپس شروع به مچاله کردن اسکناس کرد. پس دوباره پرسيد: "کسي هست که هنوز اين اسکناس رو بخواد؟" باز دستها بالا رفت.
او اينگونه ادامه داد: "خب اگر من اين کار رو با اسکناس بکنم چي؟" و بعد اسکناس رو به زمين انداخت و با کفش خود شروع به ماليدن آن به کف اتاق کرد.
سپس آنرا که کثيف و مچاله شده بود برداشت و باز گفت: "هنوز کسي هست که اين 20 دلاري رو بخواد؟" اما هنوز دستها در هوا بود.
سخنران گفت: "دوستان من , همگي شما يک درس با ارزش را فرا گرفتيد. شما بي توجه به اينکه من چه بلايي سر اين اسکناس آوردم باز هم خواستار آن بوديد زيرا هيچ از ارزش آن کم نشده بود و هنوز 20 دلار مي ارزيد."
"خيلي از اوقات در زندگيمون , ما بوسيله تصميم هايي که ميگيريم و وقايعي که واسمون پيش مياد , پرتاب , مچاله و به زمين ماليده ميشيم. در اين جور مواقع احساس ميکنيم که ارزش خود را از دست داده ابم, اما مهم نيست که چه اتفاقي افتاده يا خواهد افتاد, به هر حال شما هرگز ارزش خود را از دست نميدهيد:تميز يا کثيف , مچاله يا صاف , باز هم شما از نظر اونايي که دوستتون دارن ارزش فوق العاده زيادي دارين." ارزش زندگي ما با کارهايي که انجام ميدهيم و افرادي که ميشناسيم تعيين نميگردد بلکه بر اساس اون چيزي که هستيم تعيين ميشه.


مثل هميشه بدجوري قاطي کردم
آتيش بد جوري داره مي سوزنم
سر دو راهي گير کردم
نمي دونم چرا همه ي خط هايي که من ميخوام توش برم موازين و هيچ تقاطعي براشون نيست
هر چي مي خوام عوض شم يا حداقل دوباره شروع کنم نمي شه
وقتي آدماي امروزي رو مي بينم به خودمم هم شک مي کنم
آدما واقعا فقط به فکر خودشون هستند
وعده هاي دروغين و دروغاي بي وعده !
اما من چي !
کلي زحمت مي کشم تا به خودم جهت بدم
اما منم به خودم وعده هاي دروغ ميدم
نمي خوام در به در يه راه تازه بشم
کاش ميشد اين تقدير رو برگردوند

****************
*********************
****************

خط ته خط کجاست؟
اونجايي که از ته دل نمي خندي و از ته دل خوشحال نمي شي
اونجايي که خنثي مي شي و بالا و پايين برات فرق نميکنه!
اما من هنوز کمي با ته خط فاصله دارم
تا حالا فکر مي کردم من که بدون تو نمي رم
مني که بدون تو حتي يه لحظه آروم و قرار ندارم
تو هم حداقل بدون خداحافظي نمي ري اما ...
وقتي شنيدم داري مي ري خيلي ناراحت شدم
هرچند من به رفتن عادت کردم ولي رفتن تو هميشه براي من سخت بوده
فکر کردم انقدر معرفت داري که حداقل فقط با يه نگاه هميشگي بگي رفتم

****************
*********************
****************

از بازي هاي روزگار فرهاد تو بي تيشه شد
اون پنچره شكستمون يك چند روزيه كه شيشه شد
اين كه مي گم دوستت دارم اين كه مي گم تو رو مي خواهم
اين كه ميگم هر جا بري تا اخرش باهات ميام
اين كه عاشقتم يك هوس نبود

****************
*********************
****************

آيا ميدانيد ايرانيان در انگليس ثروتمندترين قشر جامعه هستند
حتي ثروتمندتر از ملکه اليزابت!!!
آيا ميدانيد ايرانيان در آمريکا فرهيخته ترين افراد جامعه آمريکا هستند
آيا ميدانيد رئيس ناسا يک ايراني هست؟؟؟
ايا ميدانيد حدود750ايراني در ناسا محقق داريم

****************
*********************
****************

يک بار در يکي از دبيرستان هاي تهران هنگام برگذاري امتحانات
سال آخر دبيرستان به عنوان موضوع انشا اين مطلب داده شد
که ''شجاعت يعني چه؟''
محصلي در قبال اين موضوع فقط نوشته بود : ''شجاعت يعني اين''
و برگه ي خود را سفيد به ممتحن تحويل داده بود و رفته يود !
اما برگه ي آن جوان دست به دست دبيران گشته بود
و همه به اتفاق و بدون استثنا به ورقه سفيد او نمره 20 دادند.

****************
*********************
****************

دختره از پسره پرسيد من خوشگلم ؟ گفت نه
گفت دوستم داري ؟ گفت نوچ
گفت اگه بميرم برام گريه ميکني ؟ گفت اصلا
دختره چشماش پر از اشک شد
هيچي نگفت
پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي زيبا ترين هستي
تورودوست ندارم چون عاشقتم
اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم ميميرم

****************
*********************
****************

+ نویسنده این پست محمد در ساعت 9 بعد از ظهر |

زن زندگي شما کدوم ايناست ؟؟؟


زن مدل هارد ديسک (Hard Disk): همه چي يادش ميمونه,تا ابد
زن مدل رم (RAM): از دل برود هر آنکه از ديده برفت !
زن مدل ويندوز (Windows): همه ميدونن که هيچ کاري رو درست انجام نميده, ولي کسي نميتونه بدون اون سر کنه
زن مدل اکسل (Excel): ميگن خيلي هنرها داره ولي شما فقط براي چهار نياز اصلي تون ارش استفاده ميکنين
زن مدل اسکرين سيور (Screen Saver): به هيچ دردي نميخوره ولي حداقل حوصله آدم باهاش سر نميره
زن مدل سرور (Server): هر وقت لازمش دارين مشغوله
زن مدل مولتي مديا (Multi Media): کاري ميکنه که چيزهاي وحشتناک هم خوشگل بشن
زن مدل سي دي درايو (CD-ROM): هي تندتر و تندتر ميشه
زن مدل ايميل (E-Mail): از هر ده تا چيزي که ميگه, هشت تاش بيخوده
زن مدل ويروس (Virus):
به نام <<عيال>> هم معروفه, وقتي که انتظارش رو ندارين, از راه ميرسه, خودش رو نصب ميکنه و از همه منابعتون استفاده ميکنه, اگر سعي کنين پاکش کنين, يک چيزي رو از دست ميدين, اگه هم سعي نکين پاکش کنين, دارو ندارتون رو از دست ميدين

+ نویسنده این پست محمد در ساعت 0 قبل از ظهر |

یک دل شکسته گر که دعاگویتان شود

به ز آنکه خود نشسته و عمری دعا کنید

+ نویسنده این پست محمد در ساعت 9 بعد از ظهر |

توي دنيا عاشقا چه بي کسن ميگن دنيا خيلي کوچيکه ، آدما زود به هم ميرسن
اما من اينو قبول ندارم
دنيا بزرگه به بزرگي دل آدما ، به بزرگي دروغ آدماي هوس باز
آره دنيا خيلي بزرگه به خاطر همين آدما زود همديگه رو فراموش ميکنن
زود با هم خداحافظي ميکنن و خيلي زود همديگه رو به دست تقدير مي سپارن
اوني که خيلي کوچيکه قلب آدماست
اونقدي که زود عرصه رو براي ديگران تنگ مي کنن و زود خودشون رو خالي مي کنن
چي باعث ميشه آدما زود همديگه رو بزارن کنار.

============ ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ ============

هر چي بخواي صادق باشي و رو راست بازم توي اين کره خاکي کم مي آري
همه آدما فقط به فکر خودشونن وبس
يه جورايي همه براي هم تکراري شدن
همه احساس بدبيني نسبت به هم دارن و تو رو سخت باور ميکنن
به هم قولايي مي دن که معلوم نيست چقدر بهش وفادار باشن
يا شايدم مي خوان فقط خودشون رو راحت کرده باشن
آره زمونه واقعا عوض شده
ديگه نميشه روي کسي حساب باز کرد
شايدم بايد همرنگ جماعت شد
اما اگر همه آدما به هم بدبين باشيم پس چه طوري ميشه زندگي کرد؟؟؟

============ ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ ============

امروز مثل ديروز و مثل هميشه توي جمع تنهام
نمي دونم چرا اين تنهايي هام هيچ وقت پر نميشه
چرا يه نفر پيدا نميشه که حتي بخواد تسکينم بده
شايدم توقع زيادي دارم
هر چي بيشتر تنها ميشم بيشتر به پله ي اول بر مي گردم
جلوتر که مي رم از نوشتن بيشتر خسته ميشم
چون خيلي از حرفام رو نمي تونم بنويسم
تازه مخاطب اصلي چي؟
هميشه فکر مي کردم اوني که تو جاده ي آرزو خسته نميشه منم
اوني که تا آخرش مي مونه و با نداي عشق شوق زندگي توش بيدار ميشه

+ نویسنده این پست محمد در ساعت 8 بعد از ظهر |

يك بنده خدايي ، كنار اقيانوس قدم ميزد و زير لب ، دعايي را هم زمزمه ميكرد .
نگاهى به آسمان آبى و درياى لاجوردين و ساحل طلايى انداخت و گفت :
- خدايا !
ميشود تنها آرزوى مرا بر آورده كنى ؟

ناگاه ، ابرى سياه ، آسمان را پوشاند و رعد و برقى در گرفت
و در هياهوى رعد و برق ، صدايى از عرش اعلى بگوش رسيد كه ميگفت :
چه آرزويى دارى اى بنده ى محبوب من ؟
مرد ، سرش را به آسمان بلند كرد و ترسان و لرزان گفت :
- اى خداى كريم !
از تو مى خواهم جاده اى بين كاليفرنيا و هاوايي بسازى تا هر وقت دلم خواست در اين جاده رانندگى كنم !

از جانب خداى متعال ندا آمد كه :
اى بنده ى من ! من ترا بخاطر وفادارى ات بسيار دوست ميدارم و مى توانم خواهش ترا بر آورده كنم
اما ، هيچ ميدانى انجام تقاضاى تو چقدر دشوار است ؟
هيچ ميدانى كه بايد ته اقيانوس آرام را آسفالت كنم ؟
هيچ ميدانى چقدرآهن و سيمان و فولاد بايد مصرف شود ؟
من همه ى اينها را مى توانم انجام بدهم ، اما ، آيا نمى توانى آرزوى ديگرى بكنى ؟
مرد ، مدتى به فكر فرو رفت ، آنگاه گفت :
- اى خداى من !
من از كار زنان سر در نمى آورم ! ميشود به من بفهمانى كه زنان چرا مى گريند ؟
ميشود به من بفهمانى احساس درونى شان چيست ؟
اصلا ميشود به من ياد بدهى كه چگونه مى توان زنان را خوشحال كرد؟
صدايي از جانب باريتعالى آمد كه :
اى بنده من ! آن جاده اى را كه خواسته اى ، دو باندى باشد يا چهار باندى ؟!؟!؟


+ نویسنده این پست محمد در ساعت 10 بعد از ظهر |